|
به وبلاگ طرفداران مهدی پاکدل خوش اومدید
|
این مدیر و کارگردان تئاتر تأکید کرد: تئاتر شهر و مرکز هنرهای نمایشی بهتر است به جای این که به انتظار پیشنهادهای تصادفی بمانند پیشگام سفارش برای تولید متن با مضوعات و رویکردهای گوناگون شوند. ما شخصیتها و وقایع بسیاری در تاریخ کشور خود داریم که میتواند در قالب درام صحنههای ما را پر کند. با این هدف این بار به سراغ وقایع سالهای آغازین این قرن شمسی رفتم تا به سهم خود گوشهای از اتفاقات آن دوران را که اتفاقا دوران سرنوشت سازی برای کشور بوده به صحنه ببرم.
نویسنده نمایشنامههای "دکتر نون" و "سمفونی درد" یادآور شد: در سالهای بین 1300 تا 1330 کشور ما دستخوش تحولات عجیب و پیچیدهای بوده و گوشه گوشه آن میتواند منشاء تولید آثار قابل توجه و عبرت آموز شود. نمایش "حضرتوالا" نیز با نگاهی آزاد و دراماتیک به زندگی یکی از شخصیتهای مؤثر در تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن دوران میپردازد.
پاکدل درباره گروه بازیگری نمایش "حضرت والا" افزود: در این نمایش تعدادی از عوامل حرفهای و هنرمندان توانای تئاتر با من همکاری دارند. طبق برنامه ریزی انجام شده قرار است سیامک صفری، مهدی سلطانی، عاطفه رضوی، فریده سپاهمنصور، امیر دلاوری، حمید آذرنگ، مهدی پاکدل، شهرام حقیقت دوست، بهنام تشکر، حمید نعیمی، مرتضی آقاحسینی، مهران امامبخش، ایمان افشاریان، محسن خویینیها، ابراهیم عزیزی، امین میری، یاشار مؤمنزاده، پرهام دلدار، علیرضا عیسوی و ریحانه خاتمی در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
کارگردان نمایش "حضرت والا" درباره شروع زمان تمرینات و اجرای نمایش گفت: با مشخص شدن گروه بازیگری نمایش تمرینات اثر را از مردادماه آغاز میکنیم و در نهایت نمایش "حضرت والا" را از اول آبانماه امسال در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه خواهیم برد.
منوچهر شجاع طراح صحنه، گلناز گلشن طراح لباس، ونداد مساحزاده آهنگساز و نورالدین حیدریماهر دستیار کارگردان عوامل دیگر نمایش "حضرت والا" هستند.
گوران بر اين باور است كه اين روايت، شيوه متفاوتي از روايت در تئاتر ايران است و در شيوه اجرا نيز تفاوتهاي چشمگيري نسبت به آثار قبلي او دارد.
در اين اثر نمايشي، مهدي پاكدل، اميررضا دلاوري، بهناز جعفري، صابر ابر، بهنوش بختياري، رامونا شاه، مرضيه ازگلي، مسعود انتظاري و گلنوش مومني به ايفاي نقش ميپردازند.
نورالدين حيدري ماهر دستيار اول كارگردان و برنامه ريز، رضا مهديزاده طراح صحنه، مهسا عظمي طراح لباس و آرش گوران آهنگسازي اين اثر را برعهده دارند.
نمايش داستان يك پلكان پس از اجرا در بيست وهشتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر (13بهمن) در قالب اجراي عمومي به صحنه خواهد رفت.
نقد های متفاوت درباره خشکسالی و دروغ می خوانم.بعضی کاملا حرفه ای و بعضی معمولی اما هیچ کدام بردلم نمی نشیند. چرا که نگاه من نگاهی متفاوت از این هاست.
من نمی توانم به بازی مهدی پاکدل و دیگران به یک چشم نگاه کنم . نمی توانم بگویم بازی سرابی بهتر از پاکدل بود با این که شاید در موقعیت هایی سرابی بهتر از او باشد.
من از دید گاه خودم می نویسم من با فکری می نویسم که مدام مشغول پاکدل است و با احساسی می نویسم که او را در هر حال بهتر از دیگران می داند
این نمایش را با چشمانی دیدم که بی اراده به سمت پاکدل می چرخید. اولین بار این نمایش را در جشنواره دیدم وقتی از سالن بیرون آمدم اصلا به یاد نداشتم علی سرابی یا رویا دعوتی چه لباس هایی پوشیده بودند و چه جمله هایی گفته بودند .
نقد من از خشکسالی و دروغ در ادامه مطلب
عکس های این نمایش را در این سایت ببینید:http://mehdipakdel.blogfa.com
اولین شب آرامش قسمت آخر:
«ببینید خانم محترم اومدم خدمتتون تا عرض کنم بنده علی رضا فهیم رسما...خانم محترم اومدم خدمتتون تا عرض کنم بنده علی رضا فهیم رسما می خوام...نه...مه این چه جور حرف زدنیه...خاطراتتون رو هر چی که بوده بریزید دور....ببینید آذر خانم....آخه اون می دونه من انقدر لفظ قلم حرف نمی زنم...بهم می خنده...بیاید همه چیز رو فراموش کنید...من هیچ گله ای...اه...بیاید به گذشته فکر نکنید و خاطراتتونو هر چی که بوده بریزید دور...دیوونه...اصلا به گذشته چی کار داری...به نظر نم هیچی مهم تر از آینده نیست...به نظر من هیچی مهم تر از آینده نیست...باید زندگی رو ساخت...باید یه جور دیگه به دنیا نگاه کرد...شاعر میگه...شاعر میگه...شاعر میگه که...شاعر هیچی نمیگه...آذر خانم شما باید...ببینید آذر خانم شما باید...ببینید آذر خانم شما باید با من...اگه این جوری حرف بزنم که فرار می کنه!»
لبخند زنم تنها همین
در آن زمان حتی نامش را هم نمی دانستم.وقتی اولین شب آرامش تمام شد هیچ احساسی به او نداشتم.اما همیشه به خاطر بازی خوبش در قسمت آخر تحسینش کردم.علی رضا فهیم با اتمام اولین شب آرامش فراموش شد
.......................
«به بخت اگر باور داشته باشیم هم امروز و هم امشب آرامش فرا می رسد تورا و مرا،از این دم اگر لذت بریم زندگیمان در دستهای ماست،و ماتم ها بار مسئولیتمان را بر دوش می کشند.به عشق اگر باور داشته باشیم نه فقط امروز و نه فقط امشب آرامش فرا می رسد،تو را و مرا...»
قسمت آخر ما چند نفر بود سریالی که بی علاقه، فقط چند قسمت آخرش را دیده بودم.
نمی دانم چه شد که وقتی کلمه ی ((قسمت آخر))را خواندم چیزی در دلم لغزید. با شنیدن این جمله ها به باور عشق رسیدم شاید.(می گویم شاید چون رنگ آرامش را پس از آن ندیدم.)
چهار شنبه شبی در تابستان بود آن شب احساس کردنم واقعا دوستش دارم. در آن وقت چیزی از او نمی دانستم و تا چند هفته ی اول جز 7-8 عکس چیزی نداشتم. چند عکس و یک نام: مهدی پاکدل
..................
ميان ريتا و چشمانم... تفنگي است
وآنکه ريتا را ميشناسد، خم ميشود
و براي خدايي که در آن چشمان عسلي است
نماز ميگزارد!...
و من ريتا را بوسيدم
آنگاه که کوچک بود
و به ياد ميآورم که چهسان به من درآويخت
و بازويم را زيباترين بافهي گيسو فروپوشاند
و من ريتا را به ياد ميآورم
همانسان که گنجشکي برکهي خود را
آه... ريتا
ميان ما يک ميليون گنجشک و تصوير است
و وعدههاي فراواني
که تفنگي... به رويشان آتش گشود!
نام ريتا در دهانم عيد بود
تن ريتا عروسي بود در خونم
و من در راه ريتا... دو سال گم گشتم
و او دو سال بر دستم خفت
و بر زيباترين پيمانه پيمان بستيم، و آتش گرفتيم
در شراب لبها
و دو بار زاده شديم!
آه... ريتا
چه چيز چشمم را از چشمانت برگرداند
جز دو خواب کوتاه و ابرهايي عسلي
پيش از اين تفنگ!
بود آنچه بود
اي سکوت شامگاه
ماه من در آن بامداد دور هجرت گزيد
در چشمان عسلي
و شهر
همه آوازخوانان را و ريتا را رُفت
ميان ريتا و چشمانم... تفنگي است
((خشکسالی و دروغ – صحنه آخر«علی سرابی شعر را خواند»
همه چیز عوض شده بود.از آن روز که باور کردم دوستش دارم دو سال می گذشت.
همه چیز عوض شده بود آن 7-8 عکس در میان 370 عکس گم شده بودند
همه چیز عوض شده بود احساسم ، رویاهایم ، اهدافم و افکارم
این بار نه تصویری بود روی کاغذ بی جان نه فیلمی بود تنها روی صفحه تلویزیون.خودش بود که مقابل چشمانم ایستاده بود.خودش، که دیگر نمی توانستم بگویم چه قدر دوستش دارم.
صحنه آخر این نمایش را خیلی دوست دارم.وقتی علی سرابی این شعر را می خواند و پاکدل سرش را پایین انداخته ، می شود به او زل زد و حتی پلک هم نزد ... می شود احساس کرد که چه قدر نزدیک است...می شود احساس کرد اضطرابی دوست داشتنی در حضورش را
می توان احساس کرد رنگ یافتن رویاهای دیروز،عشق های امروز و امید های فردا را
امروز چهار تا عکس از تئاتر خشکسالی و دروغ می ذارم
تئاتر واقعا جالبی بود یه مردی به اسم امید(علی سرابی) که با زنش(آیدا کیخانی) مشکل داره بعد ازش جدا می شه و میره با یکی دیگه(رویا دعوتی) ازدواج می کنه آرش(مهدی پاکدل) هم دوست امیده و مترجمه
یه جورایی می شه گفت طنزه. عالی بود چون علاوه بر پاکدل من بازی علی سرابی رو هم خیلی دوست دارم به خصوص بازیش تو ماچیسمو و مهمانسرای دودنیا

بقیه ی عکس ها تو ادامه ی مطلب

اولین شب آرامش رو فکر می کنم همه دیده باشن و نیازی به توضیح نباشه
بقیه عکس ها در ادامه ی مطلب

بازیگران:مهدی پاکدل-مسعود رایگان-امیر رضا دلاوری-شهرام حقیقت دوست....
پاکدل نقش یه پلیس رو بازی می کنه و می خوان یه گروهی رو دستگیر کنن
بقیشم برید خودتون ببینید!من دیدم خیـــــــــــــلی خوب بود
.
نظر یادتون نره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۴ عکس دیگر در ادامه مطلب
چهار بازیگر اصلی این تئاتر انتخاب شده است:
علی سرابی(لئون در ماچیسمو)آیدا کیخانی(کلارا در ماچیسمو) رویا دعوتی
و
مهدی پاکدل(آکوئینو ریبرا در ماچیسمو)![]()
فیلم تلویزیونی «در میان سایهها» به كارگردانی «بیژن میرباقری» و با حضور «مهدی پاكدل» ساخته میشود.
به نقل از روابط عمومی شبكه یك، این فیلم تلویزیونی را سعید شاهسواری نوشته و برای گروه فیلم و سریال شبكه یك سیما تهیه میكند.
داستان «در میان سایهها» درباره دختر جوانی است كه به یك دانشجوی تئاتر پیشنهاد میدهد در نقش واقعی در زندگی او بازی كند. دانشجوی جوان به دلیل مشكلات مالی پیشنهاد او را میپذیرد اما اتفاقات جدیدی در انتظار اوست.
این تله فیلم به زودی جلوی دوربین «امین جعفری» میرود و قرار است «سعید شاهسواری» علاوه بر نویسندگی و تهیهكنندگی این فیلم، كار تدوین آن را نیز انجام دهد.

درباره زندگي دختري به نام ژان است. او كه دختري مسيحي است درصدد ازدواج با آندره است، اما با پدرش بر سر هويت خود درگيري دارد. تصادف ژان با دختري جوان او را به هويت اصلي خود نزديك مي كند


بقیه عکس و ادامه داستان در ادامه مطلب![]()
با بازی داریوش فرهنگ-مهدی پاکدل - امیر آقایی - پرویز پورحسینی ...

بقیه ی عکس ها در ادامه مطلب![]()
کارگردان:رضا گوران . نویسنده:فدریکو گارسیا لورکا .
بازیگران:سهیلا گلستانی. ایمان افشاریان. مهدی پاکدل. اشکان صادقی
از ۱۷ شهریور در تئاتر شهر/ تالار سایه / ساعت ۲۰ هر شب به جز شنبه

اول يه بيوگرافي از مهدي پاکدل مي نويسم
در ۱۰ تير سال ۵۹ در محله ي شاه زير اصفهان به دنيا آمد آخرين فرزند خانوادست دو برادر به نام هاي حسين و مسعود و سه خواهر دارد
در رشته ي گرافيک تحصيل کرده است و تنهايي به تهران آمده است از ۱۷ سالگي وارد تئاتر شد
و در آتليه ي برادرش مسعود هم کار مونتاژ انجام مي دهد علاوه بر اين پوستر هم طراحي مي کند
طراحي و اجراي ده ها پوستر تئاتر
تدوينگر در استوديو نماهنگ اول از سال 1378 تا 1381
گرافيست در کانون تبليغاتي تينانوا از سال 1381 تا 1383
کارگرداني فيلم کوتاه رقص مردان روي شيب در سال 1382/ منتخب در جشنواره فيلم هاي کوتاه سوني و اکران در کشورهاي اسپانيا، آمريکا و فرانسه
برگزيده به عنوان يکي از سه گرافيست جوان در فستيوال تصوير سال/ 1385
سينما:
آبي/ حميد لبخنده/ 1378
قرارهاي اينترنتي/ حسين قناعت/ 1382
ماهي ها عاشق مي شوند/ علي رفيعي/ 1383
شبانه/ اميد بنکدار و کيوان علي محمدي/ 1383
مصائب دوشيزه/ مسعود اطيابي/ 1385
مخمصه/ محمد علي سجادي/ 1385
دايره زنگي/پريسا بخت آور/1386
تلويزيون :
سريال با من بمان/ حميد لبخنده/ 1381
تله فيلم يک روز معمولي/ حسن فتحي/ 1382
سريال مرواريد سرخ/ شاپور قريب و مسعود رسام/ 1383
تله تئاتر خاموشي دريا/ حسين عاطفي/1384
سريال اولين شب آرامش/ احمد اميني/ 1384
سريال ما چند نفر/ فياض موسوي/ 1385
سريال بيگناهان/احمد اميني/1386
:تئاتر
جنبش انفيه در کلکته/ سيروس شاملو/ 1376
ريچارد سوم/ داوود رشيدي/ 1378
سياها/ حامد محمد طاهري/ 1378
بعد از مگريت/ مريم مجد/ 1379
دير راهبان/ فرهاد مهندس پور/ 1380
پاي ديوار بزرگ شهر/ حسن معجوني/ 1381
قهوه ي تلخ/ شبنم طلوعي/ 1382
روي زمين/ افروز فروزند/ 1382
بي شير و شکر/ مهرداد ضيايي و حميد امجد/ 1383
همسايه ي آقا/ حسين کياني/ 1385
ماچيسمو/محمد يعقوبي/1386
يرما/رضا گوران/1386
اهل قبور/حسین کیانی
خشکسالی و دروغ/محمد یعقوبی
داستان یک پلکان/رضا گوران